گنج

شمارهٔ ۴ - در مدح ضیاءالدین علی

۱۵ بیت
ای شکوه نیم ترکت را زفعت بی ریاتارک نه ترک زنگاری گردون زیر پا
خاک درگاهت که گوئی رفعتست اندر سپهرصحن دلخواهت که گوئی دانش است اندر صفا
مرتبت را آسمانی قادر است اندر زمینمملکت را آفتابی واضح است اندر سما
تاب خشت پختهٔ صحنت که دولت را به دوستبا شکوه جنبش اجرام علو التجا
ز اقتباس سایه ات با مهر مستغنی کنددیده ادراک را، ز آیینه گیتی نما
شاخ ترک نیم ترکت را کز آب لطف اوستشاخ دولت تازه و برگ مکارم با نوا
ز التفات منزل دستور اعظم منزویستجان دولت گویی اندر قوهٔ نشو و نما
صاحب عادل، پناه مملکت، صدر جهان،حاتم ثانی، جهان معدلت، جان سخا
زبده دوران ضیاء الدین علی کز کلک اوستآن باستحقاق و استعداد توفیق قضا
حل و عقد دولت دین گستر دنیا پناهآب و تاب خنجر حق پرور گیتی گشا
ملجاء دولت وزیر ابن الوزیر ابن الوزیرآنکه حشمت را روان بخشید و مدحت را بقا
رونق حکمش که بر دست فلک بست ارتعاشجنبش کلکش که تعظیم هنر کرد اقتضا
ای سپهر ملک را رأی منیرت آفتاب؛ای جهان جاه را خاک جنابت توتیا
تا ز صدر مسند دنیا و دین باشد نشانز آستان دین پناهت باد در عز و علا
صدر و مسند را کشوه و دهر و دوران را اثباتملک و ملت را نظام و دین و دنیا را ضیا