گنج

شمارهٔ ۳۹ - در مدح ظهیرالدین نصیر الملک صاحب دیوان

۳۰ بیت
ای به صنعت شام را بر صبح پرچین ساختهصبح را میخانه کرده، شام را چین ساخته
صحبت از برگ سمن بر گل فروغ انداختهشامت از مشک ختن بر ماه پرچین ساخته
زلف مشکین گرد ماهت گرد عنبر بیختهگرد عنبر گرد ماهت خط مشکین ساخته
لاله خود رو از آن در عهد سنبل آمدهسنبل سیراب ازین بر برگ نسرین ساخته
سرو سیمینت روان گشته ولی در فکر دینبا همت دیو و پری بر سرو و سیمین ساخته
جزع و لعل ترا قیاس عقل در نفس و خیالصورت جان و دل فرهاد شیرین ساخته
لعلت از چشمم گسسته نظم پروین، تا رختجان و مرجان را پناه نظم پروین ساخته
خون چشمم ریخته جزع تو تا لعل تو اممشرب روح از عقیق گوهر آگین ساخته
باد یاقوت شکر بار تو در بحران عجزچشم رنجور مرا چون جان شیرین ساخته
هم رخ خوبت ز مشگناب بستر یافتههم سر زلفت ز سیم خام بالین ساخته
طبع من بیچاره از وصف رخ و زلفت بطبعدر مدیح صاحب عادل دو اوین ساخته
صاحب اعظم ظهیر الدین سپهر مکرمتآن شکار دولت از طه و یس ساخته
حاتم ثانی نصیر الملک کز درگاه اوستکار اهل فضل و زوّار و مساکین ساخته
آنکه در پرواز باز فتنه دست عدل اوآشیان صعوه اندر چشم شاهین ساخته
آنکه جز در دور احسانش هنر را کس ندیداین چنین کاری بحمدالله بآئین ساخته
حشمت دوران توقعیش قواعد دوختهدولت از درگاه تعظیمش قوانین ساخته
زرگر احسان او در حلقه های اشتیاقز انتظار سائلان چرخ جهان بین ساخته
ای ز روی مرتبت در بدو فطرت صنع حقگوهرت را موجب ایجاد و تکوین ساخته
تا وجود شبه تو ممکن نباشد خویش رابکر خوانده عنصر و افلاک عنّین ساخته
بیدق خورشید را هر صبح چرخ نیلگوندر مجازات رخ تو رای فرزین ساخته
ز آتش خشمت چو خون جوشیده در تن خصم راشربتی ز آب حسامت بهر تسکین ساخته
ای باستحقاق و برهان حکمت پروردگارآستانت را مقر عزّ و تمکین ساخته
صرصر قهر تو از خوناب و مغز و استخواندر تن خصم تو ناوک کرده، زوبین ساخته
قرب ده سالست تا در کنج عزلت مادحتمنزوی بودست و استغنا به تحسین ساخته
ممکن کینش شده در دیده ملک آرزوبا خلاف خاطر اندر مکمن کین ساخته
خاطرش در خوض بحر انزوا ادراک رادست و دامن گوهر آگین و گهر چین ساخته
کرده خورسندیش قانع گر نه با پندار نفساین چنین کاری کرا گردد، بتخمین ساخته
تا چو مهر از چرخ زنگاری پدید آید شودکسوت زربفت هفت اقلیم در چین ساخته
باد توقیعت طراز کسوت دنیا کزوستتا قیامت کار ملک و دولت و دین ساخته
خاطری کو سر فرو ناورده در دوران چرخبا دعای دولت مدحت چو آمین ساخته