گنج

شمارهٔ ۱۶ - تجدید مطلع

قافیه: ر۲۴ بیت
چیست آن پیکر نحیف و نزارکه دهد ملک را نظام و قرار
هم سحابیست آسمان تأثیرهم شهابیست آفتاب آثار
می نهد بر خط نظام جهانسر اندیشه کبار و صغار
بس که آورد شب بروز چو صبحدر سواد امور لیل و نهار
طره شب فکند بر رخ روزروز روشن نمود در شب تار
گاه چون طوطئی که تازه شودنسق دین و ملکش از منقار
گه فشاند ز مشک بر رخ سیمآب حیوان بیمن حرجوار
معجز دست خواجه اش بمسیرمی کند سر بریده وحی گذار
روح گویا چو وصف خامه شنیدگفت کای نقد کون را معیار
کلک دستور باشد اینکه ز دستعدل را بر در ستم مسمار
آنکه در بندگیش خامه چو دیدکاسمانها همی کنند اقرار
بست پیش انامل خلقشپیکر او کمر دو پیکر وار
صاحب عادل، آفتاب صدورجان دولت، جهان عز و فخار
موجب هفت از استدارت نهغرض پنج از امتزاج چهار
تاج دین داوری که دورانراستبر زمین کفایتش رخسار
آنکه در خلقتش خدای جهاننظم دنیا و دین بکرد اظهار
خاکپای زمین حضرت اوستفلک تند و عالم غدّار
ای قضا قدرت، قدر تقدیروی فلک همت ملک دیدار
فخر اولاد آدمی، بهنرصدر ابناء عالمی، بتبار
تا زمان را زمان دولت توستوقت انعام و موسم ادرار
کرم خلقت از جهان برداشترسم بیداد و عادت آزار
هیچکس را بقدر خوار نکرددمبدم داد عیش داد بکار
دین پناها چو لطف طبع تر استکرمت در دیار و دین دیار
هم در اثنای مدح تو غزلیخواستم تا ادا کنم خوش و خوار