گنج

شمارهٔ ۱۸

قافیه: امی۵ بیت
ای غایت اندیشهٔ دانش سخنت رامی بوسم و می دارم چون دیده گرامی
شاید که ببندد کمر از لطف سخن‌هاتآب سخن جان سخنگو به غلامی
تو خضری و لطف سخنت آب حیاتستمعلوم شد این حریف دلم را بتمامی
ختمست سخن بر تو و یارای سخن نیستدر دور تو کسرا که تو سلطان کلامی
نام تو امامی است بلی زیبدت این نامبر لفظ و معانی چو امیری و امامی