شمارهٔ ۱۴
گمرهان میان شاهرهیمپادشاهان عاجز سپهیم
در مقامی که سر بباید باختسر فرو برده در غم کلهیم
گم شود هر که ره ز ما جویدرستنی چون بود ز ما که جهیم
یار در کیف و رهروان در پیشمانده بیچاره بر سر دورهیم
هیچ فخری نخیزد از بر مامگر از ننگ خویش باز رهیم