گنج

بخش ۳۵ - به درک فرستادن امیر مختار چهار کس از قاتلان سبط احمد مختار (ص) را

چهارم عبید ابن اسود به نامکه بد خوی بود و زنسل حرام
هم اینسان به رزم خداوند دینبدند اندر آن پهنه ی سهمگین
به دژخیم فرمود فرمانروایکز این ناکسان هم بپرداز جای
فرومایه در خورد گفت و شنودنپایید و سرشان ببرید زود
چنان کرد دژخیم کان نامدارهمی خواست از کشتن آن چهار
چو بگذشت زین ماجرا چند روزبه روزی که خور بود گیتی فروز
بیاراست مختار خرگاه دادبیفروخت رخساره، کرسی نهاد
سران سپه سروران دیاربه ایوان مختار جستند بار