بخش ۵ - ندا فرمودن حضرت سید الشهدا، شهدا را و پاسخ ایشان
یکایک به اندوه بشمردشانهمی بر زبان نام ها بردشان
نخستین بگفت ای گزین پور عمیل دشمن انداز و شیر دژم
سرافراز مردا سرا مسلمانبرده سوار بنی هاشما
کجایی که بینی مرا بی سپاهبه گرد اندرم لشگری کینه خواه
برادر ابولفضل عباس رادمه هاشمی میر حیدرنژاد
کجایی که آری به شمشیر دستبدین بد سگالان در آری شکست
کجایی علی(ع) ای جوان پور منفروغ جهان بین بی نور من
پدر را بیا یار و غمخوار باشزنان حرم را پرستار باش
کجایی به خون خفته داماد من؟شکیب دل و جان ناشاد من
بیا عم خود را به غم یار بینبه چنگال گرگان گرفتار بین
تو ای حر! جوان ریاحی نسبالا ای سوار دلاور وهب
ایا مسلم عوسجه! ای حبیب!تو عابس ایا پور راد شبیب
ایا پور نافع الا ای زهیر!الا ای اسد! ای بریر! ای عمیر!
ایا نامداران شمشیر زنکه بودید نیروی بازوی من
چه شد آن همه عهد و پیمانتان؟مگر سست شد بر من ایمانتان؟
گر اینسان گذشتید از یاری امکشیدید دست از مددکاری ام
حریم رسولند این بانوانکه هستند از بی کسی در فغان
الا ای دلیران پرخاشخوراز این خواب نوشین برآرید سر
حریم نبی (ص) را بدارید پاسزآسیب این قوم حق ناشناس
چو شاه حجاز این نوا کردراستتو گفتی مگر شور محشر بخاست
شهیدان که بد ماهشان در محاقز جور مخالف به دشت عراق
زبانگ حسینی به هوش آمدندنشستند و اندر خروش آمدند
ز راه گلو پاسخ آراستندز شه اذن برخاستن خواستند
بگفتند: کای داور سرفرازگرت هست بریاری ما نیاز
همه بهر این کار آماده ایماگر چند از این پیش جان داده ایم
شهنشه مرآن کشتگان را ستودفرستاد بر جان هر یک درود
بگفت: ای شهیدان گلگون کفنبمانید بر حالت خویشتن
من اینک روانم به سوی شماهمی سوزدم آرزوی شما
چو به جای خفتند یاران شاهبرآمد یک شیون ازخیمه گاه