گنج

بخش ۴ - در منقبت شاه ولایت امیرالمومنین علی (ع)

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)۲۸ بیت
مرا داد یزدان از آن رو شرفکه گردم ثناسنج شاه نجف
علی آن شهنشاه یزدان پرستکه باشد پرستنده اش هر چه هست
گزین داور شهربند وجودکه بر درگهش قدسیان را سجود
قوی دست حق پاک نفس رسول(ص)شه دین و فرخنده شوی بتول
همین بس خدای جهان را سپاسکه او را علی بنده ی حق شناس
همین بس رسول خدا را درودکه حیدرش فرخنده داماد بود
ز پیشین رسول جهان آفرینهمی تا گه سید المرسلین(ص)
به باطن علی بودشان دستیاربرآورد از منکرانشان دمار
زقهرش درخشنده برقی جهیدزخشمش وزان بادی آمد پدید
شرر زان به قوم شعیب اوفتادوزین هستی عادیان شد به باد
پی غرق فرعونیان فوج فوجعتابش به نیل اندر افکند موج
از او چوب موسی شد اژدر به دستکه جادوگران را به هم در شکست
وزو کرد جبریل فرخ به قهرنگون امت لوط را هفت شهر
فزون از شمر سالیان پیش از آنکه در پیکر آدم آید روان
به زور یداللهی آن حقپرستقوی دست پتیاره عفریت بست
و دیگر به فرخنده مهر اندراز دم تا به دم بر درید اژدرا
چو لب شست از شیر و بالا گرفتره یاری شاه بطحا گرفت
اگر تیغ خونریز حیدر نبودنشانی زدین پیمبر نبود
چو شاه حجاز آخرین حج گذاشتوز آنجا به یثرب علم برفراشت
به جایی که آن را غدیر است نامبه فرمان دادار خیرالانام
جهاز هیونان به هم بر نهادبه بالای آن بر شد و لب گشاد
که هرکس منم پاک پیغمبرشامام است و مولا به دین حیدرش
علی بعد من جانشین من استبدین تاجداری نگین من است
زنور من این شاه دین خلق شددو جانیم ما در یکی کالبد
به گوش اندر است این ز پیغمبرمبدین اعتقاد از جهان بگذرم
اگر سالیان بشمرم صد هزارازیدون همی تا به روز شمار
اگر صد هزاران زبان باشدمبه هر یک هزاران بیان باشدم
زمدحش نیارم به جز اندکیز سیصد هزاران نگویم یکی