گنج

بخش ۱۷ - برآشفتن مروان به ولید به علت دست برداشتن از امام علیه السلام

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)۱۵ بیت
چو شه سوی آرامگه شد چمانبرآشفت مروان به والی دمان
که ای بی خرد مرد ناهوشمندتو را هر چه گفتم نیامد پسند
همی خوار مایه گرفتی تو کارتفو باد برچون تو فرمانگذار
نبینی کز اینت چه آید همیچه آشوب ازین کار زاید همی
بدو گفت والی که ای تیره بختهمی بینمت دل چو فولاد سخت
بترس از جهاندار یزدان پاکچه خواهی به دنیا درینم هلاک
به دارنده ی آشکار و نهانکه بخشندم ار ملک و مال جهان
نجویم ره فتنه انگیختنبه فرزند پیغمبر آویختن
تو خواهی که پور پیمبر شهیدشود تاکه خوشنود گردد یزید
هرآنکس که ریزد زکین خون اونگردد به روز جزا سرخ رو
بدو گفت مروان پر از خشم و کینکنون گر نگه داشتی پاس دین
نکو کردی ای میر فرمان تراستسپس کاربند آنچه دانی سزاست
اگر آشکارا چنین کرد یادنهانش دگر بود آن بد نهاد
چو مروان پلیدی به گیتی نبودبه آل نبی زو چها رخ نمود
چو رفت از جهان زاده ی پور صخرزقتل شه دین همی کرد فخر