گنج

بخش ۱۰۷ - اندرز نمودن کامل دانا عمربن سعد را از جنگ نمودن با امام علیه السلام

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)۲۷ بیت
بدی کامل پاک دین داشت نامبه دل کینه ها داشت ازشاه شام
به بن سعد زشت اختر بدسگالچنین گفت آن کامل بی همال
که بینم بسی زار و پژمان تو رابه کام خود اندر هراسان تو را
به من راز پنهان خود بازگویکه بینم دراین چیست رای نکوی
بدو مرد بد کیش ناپاک گفتکه راز از تو هرگز نیارم نهفت
مرا پور مرجانه بنواختهبه منشور ری سر برافراخته
که لشگر سوی کربلا برکشمحسین علی را به خون درکشم
چه نوشم دل آسوده یک جرعه آبچه درخون کشم زاده ی بوتراب
ولی در هراسم ز انجام کارکه چون بگذرد زین سپس روزگار
به هر جا که بر پا شود انجمنبگویند با هم چنین مرد و زن
که از دین پی ری عمر دست شستابا پور دارای دین رزم جست
تو را اندرین کاربر – چیست رایبیندیش وآنگاه پاسخ سرای
شنید این چو آن پیر روشن ضمیربماند ازجوابش سرافکند زیر
پس آنگه برآشفت وبا او بگفتکه مانا تو رابخت بیدار خفت
تفو باد برجان پرکین توبدا بر تو وکیش وآیین تو
نبودت مگر شرمی ازکردگارکه راندی چنین گفت نا استوار
برآنی که سبط پیمبر کشیگرانمایه فرزند حیدر کشی
سرتاجداری زنی برسنانکه بوسد زمین پیش او آسمان
تنی را به خاک افکنی خوار وزارکه بر دوش خیرالبشر شد سوار
تو را با جهان آفرین جنگ چیست؟به پیکار پیغمبر آهنگ چیست؟
گواه است برگفت من کردگارکنی گر به رای بد این زشت کار
نمانی به دنیا به جز اندکیبه دوزخ شتابی دو منزل یکی
ستم پیشه اهریمن سهمگینبرآشفت وبا پیر گفت این چنین:
زمردن چه ترسانی ایدون مرا؟نمایی ازین ره دگرگون مرا
به خونریزی از زاده ی فاطمهبه ده سال گردم شبان رمه
به ری در همی مرزبانی کنمطرب سازم وکامرانی کنم
بدو گفت پیر ارتو را هست عقلنیوش از بیان من این نغز نقل