گنج

شمارهٔ ۵ - در مناجات گوید

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)۱۷ بیت
ای شورش عشق از تو شوریمهر و مه و انجم از تو نوری
منظور تویی ز عشق ما رانی منظر حسن آن دلارا
زین نامه که هست دفتر حسننامی است به نام منظر حسن
مقصود تویی تو دیگری نیستجز حسن تو حسن منظری نیست
بر حسن و به عشق اگر نیایشآرم به تو کرده ام ستایش
یارب ز شراب عشق جامملبریز کن و برآر کامم
از عشق خودم ببخش شوریدر دیده ی دل فروز نوری
مستم ز می وصال فرمایو آن گاه درم ز هجر بگشای
شوری به دل از محبت انگیزکن بیخودم و ز خویش لبریز
از ما و منی رهاییم دهپس با خودت آشناییم ده
شوریده سر از محبتم کندل زنده ز مهر عترتم کن
من روسیه و گناهکارملیک از کرمت امیدوارم
از فعل بد ای خدای ذوالمنابلیس کناره جوید از من
گر از گنهم سترگ تر نیستاز رحمت تو بزرگتر نیست
تو خویش مرا چو آفریدیدر ذات من آنچه بود دیدی
آگاه بدی ز خوب و زشتمکز اهل حرم و یا کنشتم
علم تو نه علت فعالممن خویش به خویش بدسگالم