گنج

شمارهٔ ٨ - در پند و اندرز

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)۲۸ بیت
شرط و آداب خدمت سلطانبر شمارم مگر رسی تو بدان
کارش آراستن بصدق و صفابر پی او شدن بچشم رضا
آنکه از خود برد خداوندشتا توانی بخود مپیوندش
بی نصیحت مباش دمسازشبا کس اندر میان منه رازش
هر که خشنود گشت شاه از اوبر نگردی بهیچ راه از او
راز خود را نهان مدار از شاهبرعطای کمش مزید مخواه
با تو ابن یمین شرایط گفتدر شهوار جمله بود که سفت
بندگی شهت اگر هوسستاین شرایط در این طریق بسست
خوشا آنکس که در راه توکلتواند کرد محنتها تحمل
توکل آن بود کاندر ره حجنهی بی ترس پای اندر ره حج
نباشد بیمت از دزد و حرامیبعون حق بدان حضرت خرامی
بود نوع دگر نیز ای خردمندبگویم کان توکل چون نمایند
ز بهر دین سلاح جنگ پوشیبهنگام غزا با جان بکوشی
نترسی از فنای زندگانیکه آن باشد بقای زندگانی
دگر نوع از توکل با تو گویمکه تا هستم جز این ره را نپویم
فشانی دست بر مالی و جاهیباستظهار الطاف الهی
یقین دانی که دارای حیاتترساند رزق تا وقت وفاتت
توکل آن نباشد ای برادرکه در کنجی نشینی زار و مضطر
نهاده چشم تا نانی که آردکه آید از درو با خود چه دارد
بود زینگونه نان خوردن حرامتوزین بد نامیی باشد تمامت
بود راه توکل سخت دشوارمپندار ایعزیز این راه را خوار
برین ره جز دلیری می نپویدفنای مال و جان هر کس نجوید
ز راه ابن یمینت کرد آگاهز هی دولت اگر پوئی بدین راه
هر که در محنتی گرفتارستصبر او را نکوترین کارست
ز انتظار ار چه باشدش سوزیسهل باشد که عاقبت روزی
یا قدم در ره مراد نهدیا از آن انتظار باز رهد
امتحان کرده ایم و دانستهبصبوری گشاده شد بسته
تو هم ابن یمین برین میباشمگذران عمر خود ببوک و بکاش