گنج

شمارهٔ ٨۵٨

کاشکی با اینهمه محنت که من دارم ز غمروز آخر خود نکردی با من این بد گوهری
محنت دوران و رنجوری و درد بیکسیفرقت احباب و تنهائی و غربت بر سری