شمارهٔ ٨٢٧
چهار چیزست آئین مردم هنریکه مردم هنری زین چهار نیست بری
یکی سخاوت طبعی چو دستگاه بودبه نیکنامی دائم ببخشی و بخوری
دو دیگر آنکه دل دوستان نیازاریکه دوست آینه باشد چو اندرو نگری
سه دیگر آنکه زبان را بوقت گفتن بدنگاهداری تا وقت عذر غم نخوری
چهارم آنکه کسی گر بجای تو بد کردچو عذر خواهد نام گناه او نبری