شمارهٔ ٧٩٣
اگر چه ابر بلای سپهر زنگاریفشاند بر گل زردم سرشک گلناری
هنوز همت ما سر بدان فرو ناردکزو برم بر کس قصه ستمکاری
دلا نصیحت ابن یمین بجان بپذیرکه تا چو عقل شوی شهره در نکو کاری
چو زلف ماهرخان با همه پریشانیمباش غافل و فارغ دمی ز دلداری
که عالمی بر دانا بدان نمیارزدکه بهر آن دل آزاده ئی بیازاری