شمارهٔ ٧٧
اکسیر اعظم است در این روزگار کوحلقه بگوش دنیی نا پایدار نیست
یکدل در اینزمانه نیابی که روز و شببر مرکب هوای طبیعت سوار نیست
با هر که ساعتی بنشینی هوای اوجز در فضایل زر کامل عیار نیست
میر و وزیر و مفتی و شیخ و مرید رامانند باد هرزه رو و خاکسار نیست
آنکس فراز مسند شاهی نهد قدمکاو را بتخت و افسر و زر افتخار نیست
فردا کسی شراب سعادت خورد مدامکامروز از شراب هوا در خمار نیست