شمارهٔ ۶۵٢
ای عزیز ار نصیحتی کنمتدر بدو نیک آن تفکر کن
گر پسند آیدت ز من بشنوور نه نشنوده اش تصور کن
اولا صدر شو باستحقاقپس بمجلس درون تصدر کن
ردف را از ردیف بازشناسبعد از آن دعوی تشعر کن
با بزرگان ره تواضع گیربا فرو مایگان تکبر کن
وسط کارها نگه میدارنه زبونی و نه تهور کن
نی چو طاوس خود نما میباشنه بویران وطن چو کنگر کن
یا نه با نیک و بد بساز و بروشبه را هم طویله در کن
با مسیحا بمصلحت خر رادر طویله کش و هم آخور کن
دمبدم روزگار میگذردتو تماشای این تغیر کن
چون تباشیر صبحدم بدمدعزم تبسی و میل و متقر کن
همچو ابن یمین بساقی گویدور بگذشت ساغری پر کن