شمارهٔ ۶۴٩
آنم که بندگی نکنم حرص و آزارآزادگیست رسمم و این خود سزد ز من
حقا که بر سر افسر شاهی نبایدمگر بیم آن بود که صداعی رسد ز من
شادی نمای هستم و از دولت زمانغم نیز هم نمیخورم از محنت ز من
اکنون زمانه گرچه شمار از کسی نیافتکز جهل فرق می نکند کیل را ز من
غمگین مباش ابن یمین ز آنکه پیش ازینجمعی گرفته اند بدل تیره را ز من