گنج

شمارهٔ ۶۴

آنکه از برق سحاب کرم شامل اوتا ابد طی را دل و جان در تابست
و آنکه خصمش بمثل گر بود از آهن و رویدرگه معرکه لرزنده تر از سیمابست
تیغ چون آب وی و سینه پر آتش خصمدشنه رستم دستان و دل سهرابست
اتفاق همه خلقان جهان هست بر آنکپهلوانی که بدین زور وتوان و تابست
حارس و حامی اقلیم هنر شیخ علیستکه به بیداری او چشم فلک در خوابست
بجز این ورد ندارند گروهی که مدامرویشان از پی طاعت بسوی محرابست
که سرافراز جهان شیخ علی باقی بادکز نم ابر کفش کشت امل شادابست