شمارهٔ ۶٣٢
هر که بر حضرت دادار توکل داردمخلصی زود پدید آیدش از قید هموم
وانکه با طاعت و پرهیز رود بر در اوشافعش بود و بود گرچه جهولست و ظلوم
مکن اندیشه بیهوده ز نیک و بد کارکه بد و نیک جهان هست یکایک محتوم
طالع ار سعد و گر نحس بفرمان ویستنبرد ره بقضا معتقد رمل و نجوم
بودنی عاقبت الامر بباشد لیکنهر یکی را اجلی باشد و وقتی معلوم
هر کسی را ز پی کار دگر ساخته انددست داود کند آهن و پولاد چو موم
راه تسلیم و رضا گیر که نگشود کسیگرچه کوشید بسی پرده سر مکتوم
سخن ابن یمین گوش تو گر بنیوشدشود آکنده صدف وار بدر منظوم