گنج

شمارهٔ ۶١٧

صاحبا گر چنین همی شایدکه بهر یک مهت سلام کنیم
ما چه حاضر چه غائب از در توهم برین قصه را تمام کنیم
کز تو پرسیم و تو جواب دهیکه ازین هر دوان کدام کنیم
در سفر آریم عمر بسریا به بنگاه خود مقام کنیم
چند ازین دیگ آرزو پختنتا کی این آرزوی خام کنیم
پس همان به که نفس سرکش راگوشمالی دهیم و رام کنیم
گوشه عزلت و قناعت رابارگاه امیر نام کنیم