گنج

شمارهٔ ۵٨١

بهفته ئی که جدا گشته ام ز خدمت تومپرس کز غم تو حال بر چه سان دارم
منم که بر رخ چون شنبلید دور از توز نرگس آب بقم روز و شب روان دارم