گنج

شمارهٔ ۵۶٧

قافیه: ل۱۰ بیت
مرا زین پیش خاطر چندگاهیبانواع سخن میبود مایل
غزل میگفتم و مدح و مرائیهجا گفتن نبودم نیز مشکل
کنون از جور گردون بسته بینمدر گوهر فشانی بر افاضل
غزل را عشق باید عشق را یارندارم من یکی زین هر دو حاصل
بمدحت هم نیابم اهتزازیز صاحب منصبان بی فضایل
هجا را نیز اثر چندان نبینمدرین مشتی خسیس دون جاهل
کنون چون زنده را فهم سخن نیستمدیح مرده باشد سعی باطل
چو حال شعر از اینسان شد که گفتمهمان بهتر کزین پس مرد فاضل
مراثی و غزل دیگر نگویدشود از زیور اشعار عاطل
ندارد رنجه خاطر تا تواندبمدح و هجو این مشتی اراذل