گنج

شمارهٔ ۴٧٧

مدتی شعر بهر گونه که آمد گفتملفظ و معنیش بدانسان که پسندد همه کس
غزل از روی هوس بود و قصائد ز طمعنه طمع ماند کنون در دل تنگم نه هوس
بر مراثی و هجا نیز گرایش نکندبر دل افشاندنم از فکرت تاریک قبس
زین پس ای ابن یمین دام طمع باز مکنعنکبوتی ز تو لایق نبود بهر مگس
صحت و وجه معاش و همه اسباب بکامناسپاسی مکن انصاف بده اینت نه بس
بنشین فارغ و تیمار منه بر دل از آنکه چو شاهان نبود موکبت از پیش وز پس
شکر شکر ز طوطی روان باز مداردو سه روزی که بماندست درین تیره قفس