شمارهٔ ۴۵٨
نا کسانیکه درین دور حریفان تواندهر یکی را چو صراحی سوی جامست نظر
خرده ئی گر ز تو بینند چه هشیار و چه مستسرزنش را ببزرگانش رسانند خبر
در خمار ار شودت جان و جهان جمله ببادنکند بر تو یکی با قدحی باده گذر
رو مسیحا نفسا زین خرکان روی بتابهم طویله نسزد عیسی مریم با خر
ابلق چرخ سزد مرکب تو همچو مسیحخر خری لایق تو نیست خرا مبار مخر