گنج

شمارهٔ ٣٩١

اهل خرد که دنیی فانی طلب کنندجز بر سه چیز نیست در آن حالشان نظر
یا بر کمال عزت و یا اکتساب مالیا بر حصول راحت این نفس خیره سر
خواهی که دسترس بودت بر مراد دلبشنو بگوش هوش ز من پند معتبر
گر آرزوی عزت جاوید بایدتبر کن دل از جهان که متاعیست مختصر
وز بهر سیم و زر پی دنیا همی دویباری بکوش تا بودت عقل راهبر
پایت مگر بگنج قناعت فرو شودیا در کفت چو خاک شود بیعیار زر
ور میل خاطرت سوی آسایش دل استپس جان خود مکن سپر ناوک خطر
زحمت مکش که روزی خلقان مقدرستآنرا بجهد می نتوان کرد بیشتر