گنج

شمارهٔ ٣٨۴

یا رب که میرود سوی اعیان روزگارآنها که راه فضل فراوان سپرده اند
وز روی عرض خویش غبار نبهر کیاز مکرمت بحیله احسان سترده اند
در عالم وجود بدست سخا وجوددر چشم بخل غوره خذلان فشرده اند
در نرد جود حاتم طی را هزار دستده خصل طرح داده و آسان ببرده اند
وز بحر شعر بنده خضروار در جهانالا زلال چشمه حیوان نخورده اند
گوید که گفت ابن یمین را طریق آنکاو را ز فاضلان خراسان شمرده اند
دلگرمی کرم ز لئیمان نمیرسدمنت خدایرا که کریمان نمرده اند