گنج

شمارهٔ ٢٩٨

سالها خاطر مرا ز نشاطهیچ پروای قیل و قال نبود
ماه طبعم همیشه خرم بودمهر جان را سر زوال نبود
چرخ میخواست تا کند خطریلیکنش قدرت و مجال نبود
آخر الامر آنچه خواست بکردبطریقی که در خیال نبود