گنج

شمارهٔ ٢٩٣

روزگاری که ز کس هیچ گزندت نرسدو اندرو وجه معاشی بنظامت باشد
دیو را طبع تو مزدوری بیمزد کندگر زیادت طلبی زانچه تمامت باشد
صحت و وجه معاشی و ز کس بیمی نهاینسعادت بس اگر زانکه مدامت باشد
زهد راهی بود و شیوه رندی راهیزین دو بنگر که بدل میل کدامت باشد
مرسان غم بدل هیچکس و شاد بزیعقل باید که همه جای امامت باشد
آب انگور نکو خور که مباحست و حلالآب زمزم نخوری بد که حرامت باشد
اگرت سیرت از اینسان بود ای ابن یمینچشمه آب خضر جرعه جامت باشد