گنج

شمارهٔ ٢٨۵

در اینزمانه ندانم کسی ز اهل خردنظر بدوزد و بهر طمع زبون نشود
مجردی چو الف در جهان کجا باشدکه پیش میم طمع قامتش چو نون نشود
غلام همت آنم که خاطر عالیشمطیع همت انباء دهر دون نشود
چو خاک پای لئیمان شوی ز آتش حرصشود بباد همه آبروت و چون نشود