گنج

شمارهٔ ١٩

عزلت و انزوا و تنهائیبرهانندت از هزار بلا
رسته از دام هر زبون گیریزینچنین حالها بود عنقا
گوشه ئی و جریده ئی که در اوجمع باشد لطایف شعرا
هر که دارد بسان ابن یمیننیست تنها که هست با تنها