گنج

شمارهٔ ١٨٢

هر که در صبح از بگه خیزیدر دل از مهر حق چراع افروخت
هر چه خاشاک راه او میشدبر سر آتش فناش بسوخت
آدمی زاد را طریق معاشباید از آدم صفی آموخت
آدم از ما بدانش افزون بوداو بهشتی بحبه ئی بفروخت
نقد را داد ز ابلهی بعضینسیه را کیسه طمع بر دوخت
نزد عاقل سزای بند بودهر که مال از برای غیر اندوخت