شمارهٔ ١٧
ز هی فرخنده جائی خوش مقامیکه خجلت میدهد خلد برین را
نقوش دلفریب جانفزایشببرد آب نگارستان چین را
ندانم کین ارم یا باغ مینوستکه حیرت بینم از وی آن و این را
صفای سلسبیل و نزهت خلدبخاطر نگذرد روح الامین را
ز منظرگاه بالا چون ببینیدروان در زیر او ماء معین را
از آنساعت که می بر کف نهادیدر او صاحبقران بیقرین را
خرد با روح میگوید که بشتابببین بزم بزرگ خرده بین را
چو می بینی بکف جام مروقبنزهتگه بهاء ملک و دین را
وزیر شه نشان کز رشح کلکشسواد عین زیبد حور عین را
دل اندر وی بعشرت شاد باداسرافراز زمان فخر زمین را
ولی باید که نگذارد بدل درکه بگذارد بذل ابن یمین را