گنج

شمارهٔ ١۵

خطابی با فلک کردم که از تیغ جفا کشتیشهان عالم آرا و جوانمردان برمک را
زمام حل و عقد خود نهادی در کف قومیکه از روی خرد باشد بر ایشان صد شرف سگ را
نهان در گوش جانم گفت فارغ باش و خوش بنشینکه سبلت بر کند ایام هر ده روز یکیک را