گنج

شمارهٔ ١۴١

فخر آل مصطفی سید لطیف الدین توئیآنکه پیش رأی پیرت عقل اول کودکیست
با صفا از کوکب دری نعلین تو شدهر کجا تاجی فروزان بر فراز تار کیست
صیقل رایت بانوار یقین روشن کندهر کرا آئینه دل تیره از زنگ شکیست
هر غباری کان ز نعل سم یکران تو خاستبر رخ زرنیخ فام دشمنانت آهکیست
هر که دارد چون کمان در سر کژی با خدمتتهر مژه بر چشم شوخش راست همچون ناوکیست
بنده میمون جناب تست چون ابن یمینهر کجا پیروز روزی بختیاری زیر کیست
از ره چاکر نوازی یکزمان با بنده باشبنده را با مجلس عالیت اندک کار کیست
بر من از وجه شریعت هست دینی واجبتگر چه نزد همتت بسیار چیزاند کیست
ملک طلق از من ستان در وجه آن تا گویمتلوحش الله زو که خاک و زر بنزد او یکیست