گنج

شمارهٔ ١٢٩

شاعرانی که پیش ازین بودندگر ز منشان بجاه برتری است
این نه تنها ز شعر دان که مرابا یکایک درین برابری است
اینزمان نیز شاعران هستندکه تو گوئی که هر یک انوری است
لیک پیوسته با هنرمندانرسم گردون دون ستمگری است
من گرفتم عطاردم بهنرکو هنر را کسی که مشتری است
تا بنزدیک اهل عصر کنونمرد بلجی فروش جوهری است
زین پس ابن یمین تو از گل و ملگر مسیحی طلب کنی خری است
پی کن اسب فصاحت از پی آنکرسم ابناء دهر خرخری است
بیتکی حسب حال من بشنوکه ترا زان عظیم یاوری است
نیست اندر زمانه محمودیورنه هر گوشه صد چو عنصری است