شمارهٔ ٣۶ - قصیده
الوداع ایدل که ما زینجا سفر خواهیم کردمنزل اصلی خود جای دگر خواهیم کرد
هست دنیا در حقیقت رود عقبی را پلیما مسافر بیگمان زین پل گذر خواهیم کرد
تا بکی در چار میخ طبع خود بینیم رنجنفس را زین چار میخ غم بدر خواهیم کرد
ما با کراهیم چون یوسف درین زندان اسیرمصر عزت را عزیز آسا مقر خواهیم کرد
همچو نی در بند شکر مانده ایم اما چو سروتا شویم آزاد خود ترک شکر خواهیم کرد
حاصل دنیا متاعی نیست کانرا قیمتستزو چو صاحب همتان قطع نظر خواهیم کرد
کار دنیا دیده ایم و حال او دانسته ایمجهل باشد رغبتش منبعد اگر خواهیم کرد
ما ازینجا شاد و خرم میرویم از بهر آنکمنزل اندر بقعه ئی زین خوبتر خواهیم کرد
گوهری خواهیم کشتن شبچراغ عالمیچون تن اندر خاک پنهان همچو زر خواهیم کرد
گر کلاه عمر بر باید قضا از سر چه باکبا فلک چون دست همت در کمر خواهیم کرد
هر کرا عزم تماشای ریاض قدس هستگو مهیا شو که مانا گه سفر خواهیم کرد
میرویم آنجا که حق یابیم چون ابن یمینعمر تا کی در سر یوک و مگر خواهیم کرد
قطع کردیم از همه عالم کنون آرامگاهدر جناب حضرت خیرالبشر خواهیم کرد
رهبر اولاد آدم مصطفی کز پیرویشتارک افلاکیان را پی سپر خواهیم کرد
پیروی کردیم شرع مصطفی را تاکنونشکر ایزد کاندرین عمری بس خواهیم کرد