شمارهٔ ٢٨ - وله در تهنیت عید روزه
شهریارا ماه روزه بر تو میمون باد و هستهمچو عیدت روزها یکسر همایون باد و هست
تاج ملک و دین علی کز صبغه الله تا ابدبخت روز افزونت را رخساره گلگون باد و هست
نو عروس ملک را همچون تو دامادی نخاستجای آن داری بگویم بر تو مفتون باد و هست
خاک پایت کز شرف تاج سرشاهان بودچون گل از خون دل اعدات معجون باد و هست
چون شنید از باغ ملکت بد کنش بوی بهیچون انارش دل زغم پر قطره خون باد و هست
هر سعادت کان ازین پس بود و باشد تا ابداز برای نظم کارت یکسر اکنون باد و هست
از فروغ گوهر شهوار تاج خسرویتچشم حاسد چو نصدف پر در مکنون باد و هست
فتنه را دایم ز شربتخانه انصاف توپرورش از شیره خشخاش و افیون باد و هست
در جهان از لطف ایزد هیچ چیزت نیست کموز همه چیزیکه باشد عمرت افزون باد و هست
از گزند روزگار پیر بخت نو جوانتدایم اندر عصمت دارای بیچون باد و هست
تا نباشد کار گردون را سر و پائی پدیدکار خصمت بی سر و پا همچو گردون باد و هست
تا بود سیماب و گوگرد ابتدای زر و سیمدشمنت چو نسیم و زر در خاک مدفون باد و هست
تا کند از جان نثار حضرت میمون توبا یسار ابن یمین از در موزون باد و هست
عمرت اندر کامرانی کم مباد از عمر نوحمالت افزون تر بسی از مال قارون باد و هست