گنج

غزل شمارهٔ ۲۴

مرا درد تو دایم هم نشین استغمت پیوسته با جانم قرین است
هوس دارم که در پای تو میرمتمنای من از دولت همین است
نظر بر پسته تنگ تو دارمکه چشم من به غایت خرده بین است
عذار از دود آه من نگهدارکه آه سوزناکم آتشین است
خیالت بر سواد دیده منانیس مردم دریا نشین است
نهفته گوشه چشمی به ما کنکه هر گوشه رقیبی در کمین است
سر ابن حسام و خاک کویتکه لطفش خوشتر از ماء معین است