گنج

غزل شمارهٔ ۱۴۲

گرچه بس منفعل از شرم گناه آمده‌ایمتکیه بر مرحمت لطف اله آمده‌ایم
دست در دامن ملاح عنایت زده‌ایمما بدین بحر نه از بحر شناه آمده‌ایم
رقم جرم و گناه از صفحات عملممحو فرمای که بس نامه سیاه آمده‌ایم
دهن از سوز درون خشک و رخ از دیده پر آببه انابت بدرت با دو گواه آمده‌ایم
تا به اعزاز چو یوسف به عزیزی برسیمما بدین مصر به تاریکی چاه آمده‌ایم
جای آن هست که دریوزه کنیم ابن‌حسامبر سر راه چو بی‌توشهٔ راه آمده‌ایم