بخش ۶۱ - در خاتمت کتاب
چون گشت تمام کار عاشقاز وصل به صورت موافق
این نظم که بود در بیانشدر خاتمه گشت همعنانش
چون دید خرد که این کواکباز برج ضمیر گشت ثاقب
وین بکر بیان نقاب بگشودوز حجله دل جمال بنمود
گفت این صنم بدیعمنظروین ماهرخ لطیفپیکر
منظومۀ گوهر معانیدیباچۀ نامۀ امانی
مصدوقۀ حال دردمندانمجموعۀ راز مستمندان
این شمع که خاطر تو افروختوین گنج که فکرت تو اندوخت
این در گرانبها که سفتیوین قصۀ جانفزا که گفتی
شاید که به آب زر نویسندبر صفحۀ ماه و خور نویسند
القصه مَهِ رَبیعُالاَولاین نظم بدیع شد مکمل
در هفتصد و شصت بیت غراچون طرۀ دلبران مطرا
نظمی نه که چند دانۀ دُرشد سفته به مهبط تفکر
منظوم بسان عقد پروینموسوم به «رَوضَةُ المُحِّبین»
از مدت هجرت محمدرفته نود و چهار و هفصد