گنج

بخش ۵۶ - نامۀ دهم از زبان معشوق

۱۲ بیت
گو آنکه ترا انیس جان استکام دل و راحت روان است
در چشم تو نیست جز خیالشمقصود تو نیست جز وصالش
سرمایۀ راحت دلت اوستپیرایۀ بخت مقبلت اوست
شد زنده به مهر او روانتمعمور ازوست ملک جانت
از بادۀ شوق او شدی مستدادی به هوای او دل از دست
جان تو ز عشق او بقا یافتچون صبح ز مهر او صفا یافت
آیینۀ حسن او دل تستعشقش ز دو کون حاصل تست
معراج حقیقت است عشقشمنهاج طریقت است عشقش
گر کرد مدام غم اسیرتگشت از ره لطف دستگیرت
درد تو به وصل خود دواکردکام تو ز لعل خود دواکرد
بعد از دعوات روح‌پرورچون بوی گل و نسیم عنبر
می‌گویدت از طریق یاریکای ره‌رو راه دوستداری