بخش ۵ - در بیان عشق گوید
خواهم ورقی نوشتن از عشقکآسان نتوان گذشتن از عشق
عشق است طریق آشناییدل یافت ز عشق روشنایی
عشق است دلیل جوهر خاصعشق است دلیل راه اخلاص
دل بر در عشق پردهدار استجان در بر عشق امیدوار است
مرغی ست ز آشیان لاهوتجز دانۀ دل نباشدش قوت
مصباح زجاجۀ وجود استمفتاح خزینههای جود است
هم مطلع آفتاب ذات استهم مشرق انجم صفات است
عشاق خلاصۀ الستانداز جام بلی مدام مستاند
پروانهصفت اگر بسوزندزین سوز چو شمع برفروزند
جانبخش بود کلام ایشانمحمود بود مقام ایشان
بیعشق مباش تا توانیاین است سخن دگر تو دانی