گنج

بخش ۴۱ - تمامی سخن

۷ بیت
از درد دلم خبر نداریزان فارغی از فغان و زاری
در عشق تو محرمم نسیم استغم همدم و ناله‌ام ندیم است
آن دم که بنالم از دل تنگبس خون بچکانم از دل سنگ
از سوز درون چو برکشم آههمچون دل شب کنم رخ ماه
خون دل و آه صبحگاهیاین رفت به ماه و آن به ماهی
ای گلبن باغ دل‌رباییبگذار طریق بی‌وفایی
در کینه مپیچ و مهربان شوبایک‌دل خویش یک‌زبان شو