بخش ۱ - بسم اللّٰه الرّحمن الرّحیم
الحَمدُ لِخالِقَ البَرایاوالشُکرُ لِواهِبَ العَطایا
ای نام تو صدر هر کتابیو آرایش فصل هر خطابی
مفتاح خزینۀ معانیعنوان صحیفۀ امانی
منشور کمال لایزالیطغرای مثال بیمثالی
مفتوحۀ درس هر سخنسنجبر دل ز یقین گشاده صد گنج
ذات تو منزه از تغیرعقل از تو فتاده در تحیر
هم اول بیبدایتی توهم آخر بینهایتی تو
هم نامه نامهاست نامتقانون نجات شد کلامت
بر هرچه رقم زدی ز هستیبیمنت خامه نقش بستی
از علم تو نقطهای ست عالمزان دایره نقطهای ست آدم
در راه تو عقل حکمتاندیشعاجز شده از حقیقت خویش
از عجز مقدسان افلاکبگشاده زبان ما عرفناک
در مجلس خاص نحن اقربشد پیر خرد چو طفل مکتب
صنع تو ورای فرش غبراافراشته نه سپهر خضرا
سبحان اللّٰه زهی خداوندبی شبه و شریک و مثل و مانند
اوراست کمال پادشاهیکس عارف او نشد کماهی
گه مشعل روز بر فروزدتا بال غراب شب بسوزد
گه حجلۀ شب کند مطراتا جلوه دهد عروس مه را
از زلف شب است و عارض روزکاین شاهد دهر شد دل افروز
اینت به معاش رهبری کردوانت به لباس رهبری کرد
صنعش که همه جهان بیاراستاز عشق درون جان بیاراست
بر صفحۀ دل علم روان کردآثار کمال خود عیان کرد
هردل که ز مهر او صفا یافتاز پرتو نور مصطفی یافت