گنج

شمارهٔ ۱۳

قافیه: رند۱۱ بیت
مرغان او هر آنچه از آن آشیان پرندبس بیخودند جمله و بی بال و بی پرند
شهباز حضرتند دو دیده بدوختهتا جز به روی شاه به کونین ننگرند
بر دست شاه پرورش و زقهٔافتهتا وقت صید نیز بجز شاه نشکرند
از تنگنای هفت و شش و پنج و چار و سهپرواز چون کنند ز دو کون بگذرند
ز آن میل هشت دانهٔ جنت نمی کنندکز مرغزار عالم وحدت همی چرند
چون گلشن بهشت نیاید به چشمشانکی سر به زیر گلخن دنیا در آورند؟
اندر قمارخانهٔ وحدت بهٔک سه ششنقد چهار هر دو جهان باز می برند
ساقی شراب صاف تجلی چو در دهدخمخانهٔ وجود بهٔک دم فرو خورند
ز آن سوی دامن حدثان سر برآورندوقتی که سر به جیب تحیر فرو برند
جز مکمن جلال نسازند آشیانچون زین نشیمن بشریت برون پرند
«نجما» چو خاک پای سگ کویشان شدیامیدوار باش کز ایشانت بشمرند