شمارهٔ ۱ - در مرثیه بر شهیدان کربلا
از دست ظلم شمر ستمگر به کربلاگریان شدند مؤمن و کافر به کربلا
هرگز کسی ندیده و نشنیده در جهانجوری که شد به آل پیمبر به کربلا
پنداشتی قیامت کبری پدید گشتکافتاده بود شورش محشر به کربلا
افغان العطش ز چه میرفت بر فلکمیبود اگر که ساقی کوثر به کربلا
خورشید منکسف شد و مه گشت منخسفاز شرم ظلم شمر بداختر به کربلا
بر نیزه رفت بس که سر سروران دینطالع شد آفتاب ز هر سر به کربلا
مسدود بود راه نظر طایران تیراز بس که میزدند همی پر به کربلا
مجنون شوم به حالت لیلا در آن زمانکز کین شهید شد علی اکبر به کربلا
در بر کشید مشک خطان را ز بس همیز آنروی خاک گشته معطر به کربلا
یا رب به آه و نالهٔ دلهای دردناکما را نصیب کن که در آنجا شویم خاک