بخش ۳۱ - در تسلیم و رضا درمصائب روزگار
چونیک وبد آید برت درجهاننه زاین شو غمین ونه دلشاد از آن
که میباشد این حالت کودکانپی مشتی از خارک وگردکان
به عالم چه شادی چه غم بگذردبدونیک و عدل وستم بگذرد
نباشد به کار جهان اعتبارندیدم قراری بودبرقرار
بودهر فرازی نشیبش ز پیگه اردیبهشت آید وگاه دی
نه یکسان بودگردش روزگارکه گاهی خزان است وگاهی بهار
گهی شب گهی روز روشن شودگهی فرودین گاه بهمن شود
گهی ماه بدر است وگاهی هلالکندگه شرف کوکب و گه وبال
گهی شمس می افتداندر کسوفگهی میشود تیره ماه از خسوف
عروسی بود گاه وگه ماتم استگهی هست شادی وگاهی غم است
ز تقدیر یزدان همه کارهاستخوش آنکو به تقدیر یزدان رضاست