گنج

بخش ۳ - در مقاومت با امیران ومصاحبت با فقیران

۱۱ بیت
اگر پهلوانی ومرددغابه کشتی بر پهلوانان درآ
به فولاد باز برو پنجه کنقوی پنجه گان را برورنجه کن
وگرنه به هر ناتوانی توانزدن خنجر وتیر و تیغ و سنان
بزن گر زنی تیر بر تیر زنزنی گر که شمشیر بر شیرزن
هر افتاده ای را بشو دستگیرخصوص آن که باشد مریض و فقیر
مکن پهلوانی به افتادگانکه هستند افتادگان درامان
خودافتاده بیچاره افتاده استدل وجان به مردن خود او داده است
چه حاجت که بر او زنی تیغ تیزچه حاجت که با اونمائی ستیز
بگیر این صفت یاد از بوترابعلی ولی شاه مالک رقاب
که در روز پیکار بد شیر زنبه شب توشه کش بد بر پیرزن
فقیری شود با توگر جنگ جوسرانداز چون گوی در پیش او