گنج

بخش ۱۷ - در سواری و صفت اسب

۱۱ بیت
چو خواهی که براسب گردی سوارابر زیر ران اسب کوچک میار
شود مرد از اسب کوچک حقیربود راکبش گر امیرکبیر
بزرگ اسب کن سعی و آور به چنگکه غالب به دشمن شوی روز جنگ
چو شد اسب در دو علم زن ز دمچوخرمای رنگ و سیه ساق و سم
چو شد تیز از گوش واز هوش ودوچو شد نرم موسختگوصاف رو
چو شد موی باریک وشدخوبروکه نه چشم اوخرد شد نه فرو
چو پیشانی وسینه دارد فراخنخواهد شدن خسته درسنگلاخ
بده هر چه داری واو را بخرکز این اسب مرکب نشدخوبتر
اگر بدلجام است اگر بدرکابوگر همچو جامیش خوابد در آب
به چشمان و دندان چو پیل و شتاگر گشته دل از خریدش ببر
حذر کن ز اسبی که باشدچموشمخر مفت اگر یابی او را فروش